محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

189

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

مملكت اشبيليه به اين قصيده اشاره كرديم و برخى از ابيات گزندهء آن را نيز آورديم . بدين‌گونه از هرسو فضاى زندگى ابن عمار تيره‌وتار مىشد و چون سپاهيان به تحريك ابن رشيق خواستار مواجب خود شدند و در اين كار پاى فشردند ، وضع او دشوارتر گرديد . چون ابن عمار نمىتوانست آشوب را فرونشاند از بيم جان به بهانهء سركشى به دژهاى اطراف ، از مرسيه خارج شد . ابن رشيق فرصت را مغتنم شمرد و بر قصر مستولى شد و شهر را در تصرف گرفت و دروازه‌ها را بست . ابن عمار در چنين حالتى راهى جز فرار در پيش پاى خويش نداشت . ابن عمار به وسيلهء غدار ديگرى همانند خود به كيفر اعمال غدرآميز خويش رسيد . چون از همه‌سو در محاصرهء حوادث بود آهنگ دربار آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله نمود . چندى در دربار او سپرى ساخت ، سپس رهسپار سرقسطه گرديد و به امير آن المقتدر بن هود پناه برد . ابن هود مقدم او گرامى داشت و در پاره‌اى امور خود به كارش گماشت . ولى ابن هود پس از اندك‌مدتى در سال 475 ه / 1081 م وفات كرد و ابن عمار در خدمت فرزندش المؤتمن مدتى ديگر بماند ؛ اما نمىتوانست آسوده نشيند و عاقبت المؤتمن را به فتح دژ شقوره واقع در شمال غربى مرسيه و از اعمال دانيه برانگيخت . المؤتمن افواجى از لشكر خود را در اختيار او گذاشت . چون ابن عمار به شقوره رسيد ، ابن مبارك فرمانرواى شقوره كه مردى هوشيار و زيرك بود به گرمى از او استقبال كرد و با گشاده‌رويى به درون دژش درآورد ؛ سپس او را فروگرفت و به زندان انداخت . هنگامى كه المعتمد از اين امر خبر يافت با ابن مبارك به گفتگو پرداخت تا ابن عمار را به او تسليم كند . عاقبت ابن عمار تسليم المعتمد بن عباد شد . المعتمد او را به اشبيليه برد و در قصر خود زندانى كرد و هرروز او را سرزنش مىكرد و آزار مىداد تا عاقبت در اواخر سال 477 ه / اوايل سال 1085 م به دست خود او را به قتل آورد « 13 » و ما پيش از اين در اين باب سخن گفته‌ايم . مرسيه ابن رشيق را صافى شد . ابن رشيق چون زمام حكومت به دست گرفت از

--> ( 13 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 160 و 161 . عبد الواحد المراكشى : المعجب ، ص 66 . فتح بن خاقان : قلائد العقيان ، ص 83 ، 90 ، 91 و 97 . همچنين : . 101 001 , 19 , 09 . p , II . V , muradidabbA . tsiH : yzoD . 442 . p , diC led anapsE aL : ladiP . M . R